تبلیغات
تنهایی - احوالپرسی ایرانیان

بی کسی
نویسنده :معین مقدم
تاریخ:سه شنبه 4 خرداد 1389-02:00 ب.ظ

احوالپرسی ایرانیان

احوالپرسی ایرانیان


ایرانیان و معذرت خواهی!

احوالپرسی ایرانیان

«اگر با یک آمریکایی روبه‌رو شوید، اولین سؤالی که از شما می‌پرسد این است كه کارتان چیست؟ او عملگراست و می‌خواهد از دخل و خرج‌تان سر دربیاورد. اگر با یک انگلیسی روبه‌رو شوید، می‌پرسد نژادتان چیست؟ برای او سیاه و سفید و بالاخره نژاد مهم است. اگر با یک آلمانی روبه‌رو شوید، می‌پرسد چه می‌دانید؟ برای او علم و میزان دانش فرد مهم است. اما اگر با یک ایرانی روبه‌رو شوید، اولین سؤال او چه خواهد بود؟… او نخست می‌پرسد حالتان چطور است؟ ایرانی در یک احوالپرسی معمولی، از کار و نژاد و علم طرف مقابل سردرمی‌آورد.»

شاید این لطیفه کمی اغراق‌آمیز باشد اما به‌خوبی نوع عملکرد ایرانی را در ساده‌ترین رفتارش نشان می‌دهد. به‌راستی تاکنون از خود پرسیده‌ایم ما چرا ملتزم به این‌گونه احوالپرسی‌های مطول هستیم؟ آیا ما در یک سلام و علیک معمولی، فقط رابطه اولیه و ساده‌ای با طرف مقابل برقرار می‌کنیم یا چیزی بیشتر از این در کار است؟
در هر فرهنگی، نوع رابطه بین افراد، هویت آن فرهنگ را هم روشن می‌کند. برای مثال، از یک انگلیسی می‌پرسند؛ «چرا شما وقتی با کسی ملاقات می‌کنید، از آب و هوا صحبت می‌کنید؟ و می‌گویید: چه هوای صاف و آفتابی!». او پاسخ می‌دهد: «شروع صحبت در هر چیزی امکان اختلاف‌نظر در آن هست اما آب و هوا چیزی است که ما هر دو یکسان مشاهده می‌کنیم و در آن اختلاف‌نظری نداریم. ما از آن شروع به صحبت می‌کنیم تا حداقل، صحبت از یک اتفاق‌نظر شروع شود». منش تجربی مسلک انگلیسی در این گفته به‌خوبی روشن است.

این موضوع در مورد رابطه‌ای که ایرانی با دیگری برقرار می‌کند، صادق است. به‌نظر می‌رسد که ایرانی در یک سلام و علیک معمولی، رفتاری بسیار بیشتر از برقراری رابطه صرف انجام می‌دهد. در حقیقت او می‌خواهد با سبک سنگین کردن طرف مقابل، به شناخت زوایای مختلف او دست پیدا کند. کافی است تا کمی در انواع سلام و علیک‌هایمان با افراد مختلف تأمل کنیم. ما در این عمل ساده و اولیه شناختی را به‌دست می‌آوریم که نوع رابطه‌مان را براساس آن تنظیم می‌کند. در احوالپرسی است که درمی‌یابیم امروز می‌توانیم با طرف مقابل شوخی کنیم یا باید جدی باشیم، می‌توانیم ساعتی را به گپ‌زدن بگذرانیم یا بهتر است هر چه زودتر خداحافظی کنیم، می‌توانیم به او اعتماد كنیم یا نه و مسائل مختلف دیگر.
آیا این شناخت متکی به دلیل یا چیزی خارج از احوالپرسی است؟ خیر. ما در رد و بدل شدن چند کلمه به چنین شناختی دست می‌یابیم. این فرایندی است پیچیده که در ظاهری ساده و معمولی انجام می‌گیرد. درباره پیچیدگی این فرایند، 2 نکته قابل توجه است؛ نخست تعارض بین قصد و عمل است. مسئله این است که آنچه انجام می‌شود، همان چیزی است که قصد شده است؟ فرد به دیگری سلام می‌کند و حالش را می‌پرسد اما در واقع، منظورش چیز دیگری است و به‌دست آوردن آن است. بنابراین سلام کردن و احوال پرسیدن، صورتی است که محتوایش با آن متفاوت است.


ایرانیان و معذرت خواهی!

توجیه خطا و تقصیر گناه خویشتن را بر گردن دیگران و گاه شرایط مکانی و زمانی گذاشتن و بعبارت دیگر به صد ریسمان چنگ زدن برای فرار از قبول اشتباه و معذرت خواهی، از ویژگیهای دیگر فرهنگی رایج در بین ما ایرانیان است. علت وجود این ویژگی را شاید بتوان در نظام بشدت طبقاتی حاکم بر جامعه که در آن قانونی از شهروندان حمایت نمی کند، جستجو نمود. 
طبیعتا فاصله فرادست و فرودست خود نقش اساسی در چگونگی عمل عذر خواهی خواهد داشت. بدین معنی که هر چه این فاصله بیشتر باشد عذرخواهی از جانب فرادست سخت تر می گردد و بهمان میزان انجام این عمل برای فرودست سهل تر می شود. بعنوان مثال یک مستخدم از ارباب، یک آبدارچی از رئیس اداره و یا یک شاگرد مدرسه از مدیر براحتی عذر خواهی می کند، حتی گاه اگر خطائی نیز مرتکب نشده باشد. با این ترتیب می توان دید که چرا و چگونه عمل عذر خواهی با نوعی احساس فرودستی/حقارت توام می شود و همین احساس مانع از آن می گردد که افرادی که خود را هم شان و هم سطح یکدیگر می دانند بتوانند براحتی اشتباه خود را پذیرفته و برای آن طلب پوزش نمایند.